|
معنای زین العابدین
"زیباترین روح پرستنده"، ترجمه، "زین العابدین" است. نشان می دهد كه اصطلاحات، كلمات و حتی صفاتی كه ما برای بیان مفاهیم، معانی، عقاید و حتی شخصیت های بزرگ مذهبمان به كار می بریم، در تلقی امروز به گونه ای است و در تلقی نخستین اش به گونه ای دیگر. زیرا ما گاه صفات و اسامی و یا مناقبی را كه در كتب قدیم و اصلیمان وجود ندارد، بنا به سلیقه ی فعلی خودمان، برای پیشوایانمان به كار می بریم و این امر حاكی از آن است كه بینش امروز ما تا چه حد با بینش نخستین تشیع و اسلام اختلاف دارد. صفات و اسامی و اصطلاحاتی هستند كه اصیل اند، و از صدر اسلام وجود دارند، و ما هم آنها را به كار می بریم، اما نوع تلقی ما و مفهومی كه از آنها احساس می كنیم، كاملاً با آنچه كه اول بوده، فرق دارد. این اصطلاح "زین العابدین" را به طور معمول كه به كار می بریم، هیچ احساسی از آن نداریم، هیچ فضیلتی و هیچ صفت مشخصی در این كلمه و در این لقب احساس نمی كنیم، در صورتی كه اگر در محتوای دقیق و لطیف این معنی تجدید نظر كنیم و با یك نگاه تازه بدان بنگریم، می بینیم كه چه صفت عالی و زیبایی است: "زیباترین روح پرستنده" ،"زیور و زینت پرستندگان". ادامه مطلب
فضيلت ماه شعبان
اعمال ماه شعبان المعظم
فضيلت ماه شعبان شعبان ماه بسيار شريفى است و به حضرت سيد انبياء صَلَّى اللهِ عَلِيهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت اين ماه را روزه مىگرفت و به ماه رمضان وصل مىكرد و مىفرمود شعبان، ماه من است هر كه يك روز از ماه مرا روزه بگيرد بهشت براي او واجب ميشود و از حضرت صادق عليه السلام روايت شده است كه چون ماه شعبان فرا ميرسيد امام زين العابدين عليه السلام اصحاب خود را جمع مىنمود و مىفرمود اى اصحاب من مىدانيد اين چه ماهى است؟ اين ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله عليه و آله مىفرمود شعبان ماه من است پس در اين ماه براى جلب محبت پيغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بداريد. به حقّ آن خدايى كه جان علىّ بن الحسين به دست قدرت اوست سوگند ياد مىكنم كه از پدرم حسين بن على عليهماالسلام شنيدم كه فرمود شنيدم از اميرالمؤمنين عليه السلام كه هر كه روزه بگيرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پيغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست ميدارد و در روز قيامت كرامت خود را نصيب او ميگرداند و بهشت را براى او واجب ميکند. شيخ از صفوان جمال روايت كرده كه گفت : حضرت صادق عليه السلام به من فرمود كسانى را كه در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغيب کن. گفتم فدايت شوم مگر در فضيلت آن چيزى هست؟ فرمود بله همانا كه رسول خدا صلى الله عليه و آله هر گاه هلال ماه شعبان را مىديد به مُناديى امر مىفرمود كه در مدينه ندا مىكرد: اى اهل مدينه من رسولم از جانب رسول خدا صلى الله عليه و آله به سوى شما. ايشان مىفرمايد آگاه باشيد همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه يارى كند مرا بر ماه من يعنى روزه در آن ماه روزه بگيرد. سپس از حضرت صادق عليه السلام و ايشان از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل کرد که مىفرمود: از زمانى كه شنيدم منادى رسول خدا صلى الله عليه و آله ندا كرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتى كه حيات دارم ان شاء الله تعالى. سپس مىفرمود كه روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خدا است. التماس دعا با صلابت راه مىرفت به نحوى كه گويى در سرازيرى حركت مىكند،هرگاه متوجه كسى مىشد با تمام بدن رو به سمت او مىكرد،صدايى زيبا داشت،پيوسته اندوهگين بود و در انديشه، سكوتى طولانى داشت و جز در هنگام نياز سخن نمىگفت. با ياد خدا سخن را آغاز كرده و پايان مىداد.
خداوند را بر نعمتهايش، هر چند اندك بود سپاس مىگفت و با نكوهش از آنها ياد نمىكرد و آنگاه كه خشمگين مىشد رو برمىگرداند و چهرهاش متغير مىشد و زمانى كه شادمان مىگشت، چشمان خود را فرو مىانداخت.
بيشتر خندهاش تبسّم بود. كسى كه او را به يكباره مىديد،تحت تأثير اُبهت و شكوه و جلالش واقع مىشد و كسى كه با شناخت، با وى همنشينى كرده بود،او را دوست مىداشت.
فروتنى آن بزرگوار
اندك اتفاق مىافتد فرمانروايان صاحب قدرتى كه زمام امور مردم را به دست دارند،داراى تواضع و فروتنى باشند، به ويژه در زمانهاى گذشته كه تكبر و فخر فروشى از صفات بارز حكام و فرمانروايان كشورها به شمار مىآمد، ولى حضرت محمد(ص) با آن آداب ورسوم رايج به مخالفت برخاست و تواضع و فروتنى يكى از برجستهترين صفات آن حضرت محسوب مىشد و يكى از اهداف رسالت آن بزرگوار، ريشه كن نمودن تكبر و خودپسندى بود كه در جهان گسترش يافته بود. بيشتر اوقات، هواداران خويش را پند و اندرز مىداد و مىفرمود:
<كسى كه ذرهاى تكبر در دل او باشد، هرگز روى بهشت را نخواهد ديد».
پيامبر(ص) در زندگى خويش منتهاى تواضع و فروتنى را از خود نشان داد. در باب رفتار رسول خدا(ص) آمده است كه آن حضرت در آخر مجلس مىنشست و در مورد هر يك از افرادى كه با او نشسته بودند به گونهاى يكسان برخورد مىكرد كه شخص تصور نكند ديگرى كه در مجلس نشسته از او بيشتر مورد احترام پيامبر است.
از جمله سخنان حضرت به يارانش اين بود كه فرمود: <شما در مدح و ستايش من مبالغه نورزيد، آن گونه كه مسيحيان درباره فرزند مريم راه افراط پيش گرفته و او را فرزند خدا خواندند، من بندهاى از بندگان خدا هستم، لذا به من بنده خدا و فرستاده او بگوييد».
ادامه مطلب
جامعه منتظر(قسمت اول)
جامعه ي منتظر ، جامعه ي پويا عظمت وجودي و ابعاد مختلف شخصيت حضرت صاحب الامر (عج) باعث شده است که در طول هزار و اندي سال که از غيبت کبري مي گذرد ، هر گروه از مردم بسته به گرايش هاي خاص اعتقادي ، اجتماعي و فرهنگي که داشته اند، از منظري خاص به تحليل شخصيت و تعيين جايگاه آن حضرت در عالم هستي بپردازند و هر گروه تنها درک و تصور خود از اين موضوع را تصور درست و مطابق با واقع از شخصيت آن يگانه ي هستي تلقي مي کند. در اين ميان جمعي از اصحاب سير و سلوک و رهروان طريق عرفان و معني با طرح موضوع خليفه الله و انسان کامل و همچنين نقشي که حجت الهي در عالم هستي دارد،تنها به جنبه ي فراطبيعي آن وجود مقدس توجه کرده و از ساير جنبه ها غفلت ورزيده اند. گروهي ديگر از اصحاب شريعت توجه خود را تنها معطوف جنبه ي طبيعي آن وجود مقدس ساخته و ضمن مطرح کردن نقشي که آن حضرت به عنوان امام و پيشواي مردم به عهده دارند هيچگونه مسئوليتي را در زمان غيبت متوجه مردم نديده اند و تنها تکليف مردم را اين دانستند که براي فرج آن حضرت دعا کنند تا حضرت،خود بيايند و امور مردم را اصلاح کنند . عده اي هم ضمن توجه به جنبه ي فراطبيعي و طبيعي وجود مقدس حضرت حجت (عج) تمام هم و غم خود را متوجه ملاقات با آن حضرت ساخته و تنها وظيفه خود را اين دانسته اند که با توسل به آن حضرت به شرف ملاقات با آن ذات اقدس نائل شوند. اما در اين ميان گروهي با در نظر گرفتن همه ابعادي که به آنها اشاره شد به طرح معناي درست انتظار پرداخته و درصدد تعيين وظيفه و نقش مردم در دوران غيبت برآمدند. در اين ديدگاه هم مسئله خلافت الهي انسان کامل مطرح است، هم به جايگاه و نقش مردم در قبال آن حضرت توجه شده است. شايد بتوان امام راحل امت (ره) را به عنوان درخشان ترين چهره از گروه اخير ذکر کرد. ايشان درباره مفهوم انتظار فرج مي فرمايند : "انتظار فرج،انتظار قدرت اسلام است و بايد بکوشيم تا قدرت اسلام را در عالم تحقق پيدا کند و مقدمات ظهور ان شاء الله فراهم شود "(۱) (۱)صحيفه نور (مجموعه رهنمود هاي امام خميني (ره))، ج 7 ، ص 255 ادامه دارد.....
جشنواره بين المللي وبلاگ نويسي امام رضا (ع)
به گزارش آینده روشن، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي گيلان در راستاي ترويج فرهنگ و انديشه هاي امام رضا (ع) و عملي شدن سيره آن امام همام و بازشناسي، شکوفايي و تعالي هنر دوست داران آن حضرت هم زمان با برگزاري پنجمين جشنواره فرهنگي ـ هنري امام رضا (ع) در استان خراسان رضوي، دومين جشنواره بين المللي وبلاگ نويسي امام رضا )ع) را در گستره جهان اسلام برگزار مي کند. علاقه مندان مي توانند آثار خود را در قالب وبلاگ به سايت guilanblogtest.ir در پنج رشته ذيل ارسال دارند: 1- قطعه ادبي، شعر رضوي، نامه اي به امام رضا (ع)، 3- تاثير وجود مبارک آن حضرت بر زندگي ايرانيان و جهان اسلام،
خدایا منو ببخش
بسم الله الرحمن الرحیم
ای مُلک تو به دوام و صنع تو عظیم.ای بی نیاز مطلق و فارغ از ندیم ای خدای من رخصتم دادی که تسبیح تو گویم و راه تو پویم و سرّ تو جویم،دل با تو دارم و غیر،از دل بشویم.خود را به تو بسپارم و سر به خاک گذارم و راه توبه گزینم و برخوان مغفرت نشینم. خدایا شرمنده ام،شرمنده ..... می دانم که بارها عاشقانه گفتی: ای فرزند آدم!ما شیطان را به خاطر تو از بارگاه عزّ و جلال خویش راندیم و با هزاران دهان تو را خواندیم.چگونه است که با وی سازش می کنی و با ما ساز خلاف می نوازی و به خلاف پردازی،به ما دروغ گویی و طریق عناد پویی.چه می خواهی و چه می جویی؟ ای پسر آدم!تو را فرمودم که دامن از خلق بکش،نه دامن خلق. بندگی کن و زندگی،تقدیس ما کن و قدیس خلق شو،محرم شو تا به حریم و قرب ما راه یابی. بارها گفتی: دردت به ما گوی،دارویت را از ما جوی که ما گرچه صبوریم،غیوریم.پای بر خود گذار و عملی خالص آر و دل به ما سپار. خودم شنیدم که می گفت: بند بند وجودت به تقوا بند و راه خلق مبند. ما را یاد کن و آخرتت آباد که تو را،راهی باریک در پیش است. تقوا پیشه کن،من از تو به مختصر طاعتی خرسندم و عذاب بر تو نپسندم. ای پسر آدم!سخن سنجیده گوی و راه عافیت پوی و گرد تعلق از دل روی،که دریا عمیق است و صراط دقیق و عمل صالح بهترین رفیق،پس تو را توشه ای باید که فردا به کار آید. خودم شنیدم که می گفت:....................................
سفارش امیرالمومنین،حضرت علی (ع) به یاران
سفارش امیرالمومنین،حضرت علی (ع) به یاران نماز را به پیمانی استوار بر پا دارید،و آن را به هنگام گزارید و حرمتش نگه دارید،و بسیار به جای آرید و با آنخود را به خداوند نزدیک کنید.چه؛نماز بر مومنان نوشته شده و واجب گردید.(1)آیا پاسخ دوزخیان را نمی شنوید،هنگامی که از آنان پرسند:((چه چیز شما را به دوزخ افکند؟،گویند ما از نمازگزاران نبودیم))(2)و این نماز گناهان را همانند برگ درخت ریخته و می زداید.و بندهای گناه را می گشاید. و رسول خدا (ص) نماز را به چشمه ی آب گرمی تشبیه فرموده که بر در خانه ی مردی روان باشد،و او هر شبانه روزی پنج بار خویشتن را در آن بشوید.و چنین کسی را نشاید که چرکی بر تن باقی ماند.همانا ارزش نماز را مردانی از مومنان شناسند که زیور و زر و فرزند و مال که روشنی دیده اند آنان را از نماز باز نمی دارد.خداوند سبحان می فرماید: ((مردمی هستند که سوداگری و خرید و فروش آنان را از یاد خدا و گزارن نماز و دادن زکات باز نمی دارد))(3)رسول خدا(ص)نیز با آنکه مژده بهشت شنیده بود،باز هم خویش را برای نماز به رنج می افکند. زیرا که خدا به او فرموده بود:((خاندان خود را به نماز وادار کن،و خودت پایبند آن و در برابرش شکیبا باش))(4)او هم خاندانش را به نماز وا می داشت،و خود نیز در آن شکیبایی می ورزید. زکات: دیگر آنکه زکات نیز با نماز برای نزدیکی میان مسلمانان مقرر گردید،و هر که از روی خرسندی زکات بدهد،کفاره ی او شود،و پوشاننده ی گناهان و بازدارنده ی از آتش سوزان و هماره نگهبان.بنابراین نباید دلش دنبال آن باشد.و هرگز نشاید که بر آن افسوس خورد.زیرا آن کس که از روی بی میلی و ناخرسندی آن را بپردازد،و بهتر از آنچه داده امیدوار باشد؛چنین کسی به سنت و شیوه ی پیامبر نادان است و زیانمند،کردارش تباه و پشیمانی اش هماره خواهد بود. امانتداری: دیگری امانتداری است،که هر کس اهل آن نباشد در زیانکاری است.این امانت را بر آسمانهای برافراشته و زمینهای گسترده و کوههای سر به فلک کشیده ارزانی کردند؛(5) حال آنکه چیزی بالاتر و گسترده تر و با شکوه تر و بزرگتر از آنها نیست.و اگر بنا بود چیزی به سبب بلندا و پهنا و توانمندی و ارجمندی سرباز زند،آنها بودند؛که پذیرای این امانت نشدند و زیر بار نرفتند و از کیفر سخت آن ترسیدند.وچیزی را دانستند که انسان در دریافتش از آنها بسی ناتوانتر است.((وه.که تا چه اندازه انسان ستمکار و نادان است))(6). گناهانی که بندگان در شب و روز می کنند بر خداوند پاک پوشیده نیست و از پندار و گفتار و کردار همه آگاه است،و بر آنها محیط و داناست.اعضا و اندام شما گواهان و سپاهیان او هستند.و درون هاتان دیده بانان اویند.ونهانهایتان برای او پیدا و نمایان است. منبع:نهج البلاغه-سخنان امام علی (ع)-ترجمه ناصر احمد زاده-گفتار 199 1-نساء/103 ؛ 2-مدثّر/42،43؛ 3-نور/37؛4-طه/132؛5-احزاب/72؛6-احزاب/72
میلاد با سعادت حضرت علی (ع)
|
|