تبليغاتX
کانون مطالعاتی و تحقیقاتی طالَ الاِنتظار
سفارش های حضرت محمد مصطفی (ص) به حضرت علی (ع)

سفارش های حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم

به امــیــرالــمــؤمــنــیــن عـلـی عـلـیـه الـســلام :

یا علی! سه کس در قیامت زیر سایه عرش خدایند:

مردی که برای برادرش آن بپسندد که، برای خود پسندد.

کسی که چون کاری پیش آید، قدم از قدم برندارد تا بفهمد خدا به این کار راضی است یا نه.

کسی که تا عیبی را در خود اصلاح نکند به برادرش خرده نگیرد که در این صورت هر عیبی را در وجودش اصلاح کند، باز به عیب دیگر برمی خورد و فرصتی برای عیبجویی دیگران نیابد.

مأخذ : تحف العقول،حرّانی،ص17.

نوشته شده توسط محب | موضوع: | لینک ثابت | جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385 16:9
حرز آقا امام زمان (عج)

بسم الله الرحمن الرحیم

وَ یا هازِمَ الاَحزابِ  یا مُفَتِّحَ الاَبوابِ  یا مُسَبِّبَ الاَسبابِ سَبِّب لَنا سَبَباً لا تَستَطیعَ لَه῾ طَلَباً بِحَقِّ لا اِلهَ اِلَّا الله مُحَمَّدٌ رَسُولَ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلَیهِ َو عَلی الِهِ اَجمَعینَ.
به نام خداوند بخشنده ی مهربان

ای مالک رِقّاب و گریزاننده ی احزاب ای گشاینده ی درها ای سبب ساز برای ما  فراهم کن سببی که نتوانیم آنرا جست،به حق لا اله الّا الله محمّدٌ رسول الله صلی الله علیه و علی آله اجمعین. 

نوشته شده توسط محب | موضوع: | لینک ثابت | پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 22:34
جوان و راهب

از امام علی بن الحسین (ع)نقل شده است که فرمود:مردی با خانواده اش به کشتی سوار شد و هیچ کدام از آنها نجات پیدا نکرد،مگر همسر آن مرد  که بر یکی از تخته های کشتی سوار شد و رهایی یافت و به یکی از جزایر دریا پناه برد.

 در این جزیره جوانی بود که راهزنی می کرد و تمامی حرمت های الهی را شکسته بود .

او ناگهان دید که زنی بالای سرش ایستاده است !

سرش را بلند کرد و به آن گفت:

تو انسانی یا جن؟

او گفت :انسان.

جوان با او سخنی نگفت،مگر این که همانند مردی از خویشاوندانش در کنار وی نشست .

زمانی که این جوان آهنگ آن زن کرد،وی نگاران شد.

جوان به وی گفت:چرا نگران هستی؟

او گفت:از او می ترسم-و با دستش به سمت آسمان اشاره کرد-جوان گفت:تو اینقدر از او می ترسی ،در حالی که گناهی نکرده ای و من تو را وادار کرده ام.

بنابراین ،به خدا سوگند که من ازتو سزاوارترم که از او بترسم و برخاست و چیزی نگفت و به نزد خانواده اش بازگشت در حالیکه هدفی جز توبه و برگشتن از کرده های گذشته نداشت.

در میانه راه به راهبی رسید.گرمای خورشید سخت بر آن دو می تابید.

راهب به جوان گفت:دعا کن که خداوند به وسیله ی پاره ی ابری ،بر سرِ ما سایه افکند که گرمای خورشید بر ما شدت یافته است.

جوان گفت:من از خودم کار نیکی در نزد پروردگارم سراغ ندارم،تا این جرأت را به خودم بدهم که از او چیزی مسألت کنم.

راهب گفت:پس من دعا می کنم و تو آمین بگو.

جوان گفت:بسیار خوب.

راهب دعا می کرد و جوان آمین می گفت.

چیزی نگذشت که قطعه ی ابری پیدا شد و بر فراز سر آنها سایه افکند .

آن دو مقداری از روز را زیر سایه ی آن ابر راه رفتند ،تا اینکه بر سر دو راهی رسیدند .

جوان از یک راه رفت و راهب از راه دیگر.اما ابر به همراه جوان رفت.

راهب گفت : ای جوان تو از من بهتری و خداوند دعای مرا به خاطر تو اجابت کرده است،نه به خاطرِ خودم.

پس به من خبر ده که داستان تو چیست؟

جوان داستان آن زن را به او خبر داد.

راهب گفت:چون بیم خدا در دلت وارد شده ،گناهان گذشته ات آمرزیده شده است و اینک بنگر که در آینده چه می کنی. 

نوشته شده توسط محب | موضوع: | لینک ثابت | پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 22:28
زبان حال آقا صاحب الزمان با بنده ها

زبان حال آقا صاحب الزمان با بنده ها

كيستم من،مي كني گه ياد من ، گه بسوزاني دل ناشاد من

كيستم من،ساعتي با من خوشي،ساعتي با اَهْرِمَن

كيستم من،كه تويي دركوي من، گاه خنجر مي كشي بر روي من

كيستم من،گاه با ما دوستي ،گاه بنمائي، به اعداء دوستي

كيستم من،قدر من نشناختي ،آمدي اندر حريمم تاختي

كيستم من،مخفي و غربت منم،مصطفي و حيدر ِ زهرا، منم

كيستم من،ياسين گلشن عترت منم،ساقي ميخانه ي غربت منم

كيستم من،اي به حقم ناسپاس ، با تواَم اي هميشه ناشناس

كيستم من،بارها در غصه ام انداختي ، بارها ديدي مرا نشناختي

كيستم من،بارها ديدم ترا كردم سلام ،تو جواب من ندادي يك كلام

كيستم من،بارها ديدم كه در هر انجمن،مست ِ اغياري و غافل تو ز من

كيستم من،بارها ديدم گنه كاري ِتو ،گريه كردم بر تبه كاري ِتو

كيستم من،بارها جايت خجل گرديده ام، شرمسار و منفعل گرديده ام

كيستم من،بارها با هر گناه و هر بدي، آمدي بر روي من  سيلي زدي

كيستم من،بس كنم ديگر اين گفت وشنود، عقده بود و در گلويم مانده بود

هر چه بود ايام آن دوران گذشت ، هر چه كردي ، هر چه بودي آن گذشت

حال از نوع عمل آغاز كن،باب عشق ديگري آغاز كن

عشق، عشق ِ يك سوي ِ،يقينْ،باطل بُوَد، اين دل ِ ما هم به تو مايل بُوَد

ما به تو عشق و محبت داده ايم ،ما به تو شوق شهادت داده ايم

ما به تو هجران و وصل آموختيم، ما قباي عشق بهرت دوختيم

ما به قلبت مهر را انداختيم،در دلت شور و صفا انداختيم

ما تو را اول صدايت كرده ايم، ما براي خود جدايت كرده ايم

ما به نام خويش در بَسْتت زديم،داغ عشق خويش،بر دستت زديم

ما تو را اين سو و آن سو مي بريم، ما تو را با هر بدي هم مي خريم

ما به تو آخر سعادت مي دهيم، بهرِ تو از جام ِ شهادت مي دهيم

اي عزيزم، ما كه هر كاري برايت مي كنيم،در قيامت كِي رهايت مي كنيم.

 

نوشته شده توسط محب | موضوع: | لینک ثابت | پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1385 22:26
با عرض سلام خدمت منتظران حضرتش

با توجه به اینکه سایت طال الانتظار تازه راه اندازی شده است.امید است که بتوانیم هر روز بر کیفیت سایت بیافزاییم.

لذا خواهشمند است ما را با پیشنهادات و انتقادات خود راهنمایی نمایید.

همچنین از همه ی عزیزان علاقه مند دعوت به عمل می آوریم تا ما را در این سیر یاری نمایند.

برای  بهبود کار سایت منتظر شما هستیم.

Email:talalentezar@yahoo.com

 

با تشکر از همه ی شما و در پناه خداوند متعال و توجهات حضرت ولی عصر (عج)

نوشته شده توسط محب | موضوع: | لینک ثابت | سه شنبه دوازدهم اردیبهشت 1385 10:57

از ابوبصیر نقل است که امام صادق (ع) فرمود:

کسی که می خواهد از یاران و اصحاب امام مهدی (عج) باشد،باید انتظار برد و ورع و پاک دامنی پیشه کرده، اخلاق خویش را نیکو کند.

در این حالت اگر بمیرد و حضرت حجت (عج) ظهور نمایدُاجر و ژاداش کسی را دارد که آن حضرت را درک کند،پس تلاش کنید در انتظار باشد،گوارا باد بر شما،ای گروهی که مورد رحمت حق قرار گرفته اید.

 

بحارالانوار،ج ۵۲،باب۲۲،فصل انتظار الفرج

 

نوشته شده توسط محب | موضوع: | لینک ثابت | چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 14:59
سلام به همه ی منتظران حضرت مهدی (عج)

آدرس سایت طال الانتظار

http://www.talalentezar.com

منتظر حضور سبز شما هستیم.

نوشته شده توسط محب | موضوع: | لینک ثابت | چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385 14:52